


چند تا مداحی و روضه از حاج سعید حدادیان!
برای دانلود فایل ، روی گزینه ((دانلود)) راست کلیک کرده و گزینه Sava Target As… را بزنید.
کی میرود ز یادم آن آخرین نگارم
انتظار دشوار است ای نگار ما برگرد درد و داغ بسیار است جان لاله ها برگرد
دل هفت آسمون پر از ابر غمه به چشم اهل دل سرشک ماتمه
تو خرابه یه سه ساله دلش از قصه کبابه
رسول ترک
روضه از زبان مرحوم سراج
ما چه جوری می خوایم بمیریم
!!نظر یادتون نره!!

اول عذرخواهی کنم از اینکه دیر آپ کردم . چند تا مداحی با موضوع شهادت امام علی (ع) از سید مهدی میرداماد گذاشتم که امیدوارم لذت ببرید.
برای دانلود فایل روی گزینه ((دانلود)) کلیک راست کرده و گزینه ...Save Target As را بزنید!
اگه امشب شب احیاست اگه قرآن رو سر ماست
بارون چشمام داره می باره خونه ی ما دیگه صفا نداره
چشمام دوباره گریونه امشب میری از این خونه
خاک تربتت بابا نهادم تا سر خود را
شب و دشت ستاره از چشم مهتاب داره بارون می باره
تیر محبت تو را منم نشانه یا علی
!!نظر یادتون نره!!
چند تا مداحی بسار زیبا از مداحی محرم گرفته تا جشن و مداحی شهادت امام علی (ع) و شهادت امام رضا (ع). امیدوارم لذت ببرید.
برای دانلود فایل روی گزینه ((دانلود)) کلیک راست کرده و گزینه Save Target As…را بزنید!
اذن دخول حرم تو یا ابالفضله دست عطا و کرم تو یا ابوالفضله
فدای غم های تو خون می چکد از چشمهای تو
اگه برسه یه شبی پای من گدا به در خونه ی علی و فاطمه اول عاشقیمه (میلاد امام حسن)
زخم جفا پاره شد جکر من نازنین پسر من کی رسی به بر من ای جوادم
به سر آمد غمهای من جان آمد بر لبهای من
ای که شجاعت آورد یاعلی یا علی
شبهایی که دلم رو غم می گیره دل تنگم واسه حرم میگیره
میزند امشب با همه نیرو به سر و صورت حضرت بانو
توی دستای یتیما کاسه های پر شیره
شب ها که نان و خرما بر دوش خود کشیدم
!!نظر یادتون نظره!!
در باب عظمت علمى امام صادق (ع) شواهد فراوانى وجود دارد و این معنا مورد قبول دانشمندان تشیع و تسنن است. فقها و دانشمندان بزرگ در برابر عظمت علمى آن حضرت سر تعظیم فرود مىآوردند و برترى علمى او را مىستودند.
«ابو حنیفه»، پیشواى مشهور فرقه حنفى، مىگفت: من دانشمندتر از جعفر بن محمد ندیدهام نیز مىگفت: زمانى که «منصور» (دوانیقى) «جعفر بن محمد» را احضار کرده بود، مرا خواست و گفت: مردم شیفته جعفر بن محمد شدهاند، براى محکوم ساختن او یک سرى مسائل مشکل را در نظر بگیر. من چهل مسئله مشکل آماده کردم. روزى منصور که در «حیره» بود، مرا احضار کرد. وقتى وارد مجلس وى شدم دیدم جعفر بن محمد در سمت راست او نشسته است وقتى چشمم به او افتاد آنچنان تحت تأثیر ابهت و عظمت او قرار گرفتم که چنین حالى از دیدن منصور به من دست نداد. سلام کردم و با اشاره منصور نشستم. منصور رو به وى کرد و گفت: این ابو حنیفه است. او پاسخ داد: بلى مىشناسمش. سپس منصور رو به من کرده گفت: اى ابو حنیفه! مسائل خود را با ابو عبدالله (جعفر بن محمد) در میان بگذار. در این هنگام شروع به طرح مسائل کردم. هر مسئلهاى مىپرسیدم، پاسخ مىداد: عقیده شما در این باره چنین و عقیده اهل مدینه چنان و عقیده ما چنین است. در برخى از مسائل با نظر ما موافق، و در برخى دیگر با اهل مدینه موافق و گاهى، با هر دو مخالف بود. بدین ترتیب چهل مسئله را مطرح کردم و همه را پاسخ گفت: ابو حنیفه به اینجا که رسید با اشاره به امام صادق (ع) گفت: دانشمندترین مردم، آگاهترین آنها به اختلاف مردم در فتاوا و مسائل فقهى است.
«مالک»، پیشواى فرقه مالکى مىگفت: مدتى نزد جعفر بن محمد رفت و آمد مىکردم، او را همواره در یکى از سه حالت دیدم: یا نماز مىخواند یا روزه بود و یا قرآن تلاوت مىکرد، و هرگز او را ندیدم که بدون وضو حدیث نقل کند در علم و عبادت و پرهیزگارى، برتر از جعفر بن محمد هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و به قلب هیچ بشرى خطور نکرده است .
شیخ (مفید) مىنویسد: به قدرى علوم از آن حضرت نقل شده که زبانزد مردم گشته و آوازه آن همه جا پخش شده است و از هیچ یک از افراد خاندان او، به اندازه او علم و دانش نقل نشده است .
«ابن حجر هیتمى» مىنویسد: به قدرى علوم از او نقل شده که زبانزد مردم گشته و آوازه آن، همه جا پخش شده است و بزرگترین پیشوایان (فقه و حدیث) مانند: یحیى بن سعید، ابن جریح، مالک، سفیان ثورى، سفیان بن عیینه، ابو حنیفه، شعبه و ایوب سجستانى از او نقل روایت کردهاند .
«ابو بحر جاحظ»، یکى از دانشمندان مشهور قرن سوم، مىگوید: جعفر بن محمد کسى است که علم و دانش او جهان را پر کرده است و گفته مىشود که ابوحنیفه و همچنین سفیان ثورى از شاگردان اوست، و شاگردى این دو تن در اثبات عظمت علمى او کافى است.
«سید امیر على» با اشاره به فرقههاى مذهبى و مکاتب فلسفى در دوران خلافت بنىامیه مىنویسد: فتاوا و آراى دینى تنها نزد سادات و شخصیتهاى فاطمى رنگ فلسفى به خود گرفته بود. گسترش علم در آن زمان، روح بحث و جستجو را برانگیخته بود و بحثها و گفتگوهاى فلسفى در همه اجتماعات رواج یافته بود. شایسته ذکر است که رهبرى این حرکت فکرى را حوزه علمىاى که در مدینه شکوفا شده بود، به عهده داشت. این حوزه را نبیره على بن ابى طالب بنام امام جعفر که «صادق» لقب داشت، تاسیس کرده بود. او پژوهشگرى فعال و متفکرى بزرگ بود، و با علوم آن عصر بخوبى آشنایى داشت و نخستین کسى بود که مدارس فلسفى اصلى را در اسلام تاسیس کرد.
در مجالس درس او، تنها، کسانى که بعدها مذاهب فقهى را تاسیس کردند، شرکت نمىکردند، بلکه فلاسفه و طلاب فلسفه از مناطق دور دست در آن حاضر مىشدند. «حسن بصرى»، موسس مکتب فلسفى «بصره» و «واصل بن عطأ» موسس مذهب معتزله، از شاگردان او بودند که از زلال چشمه دانش او سیراب مىشدند.
«ابن خلکان»، مورخ مشهور، مىنویسد:
او یکى از امامان دوازده گانه در مذهب امامیه، و از بزرگان خاندان پیامبر است که به علت راستى و درستى گفتار، وى را صادق مىخواندند. فضل و بزرگوارى او مشهورتر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد. ابوموسى جابر بن حیان طرطوسى شاگرد او بود. جابر کتابى شامل هزار ورق تالیف کرد که تعلیمات جعفر صادق را در برداشت و حاوى پانصد رساله بود.